اخبار

26
این سوال را اولین بار، در دوران کارشناسی در دانشگاه از خودم پرسیدم. آن زمان، خواندن کتابهای انگلیسی برای من، به کتابهای کامپیوتر، الکترونیک و کتابهای رشته‌ی خودم (مکانیک) محدود بود. دومین بار که این سوال در ذهنم شکل گرفت، طی این چند سالی است که متمم فعالیت می‌کند. مطالعه‌ی کامنت‌ها و تمرین‌های دوستان متممی، اگر نگویم برنامه‌‌ی روزانه، می‌توانم بگویم بخشی از برنامه‌ی هفتگی من است. کمابیش هم سطح زبان دوستانم را – لااقل آن‌ها که زیاد نوشته‌اند و صحبت کرده‌اند – می‌دانم. سومین بار، همین سوال در یک دیدار دوستانه مطرح شد و پاسخ اکثر آن‌هایی که در آن جلسه حاضر بودند، این بود که میان تسلط بر زبان انگلیسی و توانایی درک و تحلیل، الزاماً رابطه‌ای مشاهده نکرده‌اند. دستِ‌کم، با مراجعه به تجربه‌ی شخصی، اغلب ما به این نتیجه رسیدیم که در مقطعی که […]

[خواندن ادامه خبر...]

26
26
پیش‌نوشت:مطلبی که در ادامه می‌خوانید خطاب به حمید طهماسبی است. اگر چه ممکن است برای خوانندگان دیگر هم، به تصادف، نکته‌ای یا حرفی در آن یافته شود. حمید (که سایت شخصی‌اش را می‌توانید در این‌جا ببینید) از سال ۹۵ درگیر و دل‌مشغول کسب و کاری به نام خدمت از ما است که اگر بخواهید بیشتر با آن آشنا شوید جدا از سایت خدمت از ما می‌توانید تبریک به خدمت از ما و کار اصلی من در شرکت را هم بخوانید. دغدغه‌ی حمید، تبدیل شدن به لیدر بازار است که به نظرم از لحاظ کلی، فقط یک گام از موفق شدن (آرزوی کارآفرینان) و رستگار شدن (آرزوی مومنان) شفاف‌تر است. ریشه‌ی این نوشته، به کامنت‌ها و گفتگوهای من و حمید زیر یکی از مطالب من با عنوان درباره شکست استارت آپ‌ها بازمی‌گردد و در آن‌جا وقتی از حمید خواستم درباره‌ی لیدر شدن کمی […]

[خواندن ادامه خبر...]

26
26
پیش نوشت یک: آن‌چه در این مطلب می‌خوانید، بیش از آن‌که پاسخی برای سوال بالا باشد، ارائه‌ی برخی توضیحات و باورهای شخصی در کنارِ تأکیدی بر اهمیتِ صورت مسئله است. بنابراین، لطفاً انتظار پاسخ مفید یا قانع‌کننده نداشته باشید. پیش‌نوشت دو: صورت این سوال را به شکل‌های مختلفی می‌توان مطرح کرد. اما شاید شیوه‌ای که احسان بیرانوند (زیر مطلب اصالت و برند شخصی) انتخاب کرده، نقطه‌ی شروع مناسبی باشد: چطور از متفکری که کتابش رو میخونم یا به طور کلی از هر کس که چیزی یاد میگیرم، قدرت فکر کردن مستقل رو از دست ندم؟ چون گاهی خودم رو در وضعیتی میبینم که تبدیل به ماشین بازگو کننده کتابها شدم. صاحب‌نظر بودن هم‌چنان‌که پیش از این نیز گفته‌ام، گمان می‌کنم بهترین تعبیر برای این دغدغه و چنین دغدغه‌هایی، صاحب‌نظر بودن است. هر کسی که نظری می‌دهد، الزاماً صاحب‌نظر نیست و این نکته […]

[خواندن ادامه خبر...]